السيد عبد الحسين الطيب

224

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

باشد و چه به اشاره چه قولى باشد و چه فعلى كه تقليد او را درآورند يا او را مضحكه كنند و به او بخندند ، و هر چه موجب اذيت و خفت و خوارى او باشد مطلقا حرام است و ظلم به او است ، و علاوه از حرمت و عقوبت آن جنبهء حق الناسى هم دارد كه تا طرف را ترضيه خاطرش نكند و او گذشت و عفو نكند خداوند گذشت نميكند و عفو نميفرمايد . بلكه بسا موجب كفر و ارتداد مىشود اگر نسبت بمقربان درگاه الهى باشد چنانچه متوكل عباسى دستور داد كه تقليد فاطمه زهراء را درآورند كه پسرش طاقت نياورد و نوشت به حضرت هادى بگمنامى كه اگر پسرى ديد پدرش چنين مىكند تكليف او چيست ؟ - حضرت فرمودند : واجب القتل است شبانه با يك دسته از غلامان رفتند و او را قطعه قطعه كردند و بدرك و اصل شد اين ملعون در بنى عباس مانند يزيد بود در بنى اميه چه اندازه جلوگيرى كرد از زيارت ابى عبد اللَّه ( ع ) حتى تصميم گرفت بر خرابى مرقد مطهر آب بست و خيش كشيد ولى نه آب پيش رفت و نه گاوها ، و چه اندازه اهانت به حضرت هادى كرده كه پياده آن حضرت را در ركاب خود تا قصر خود برد ، بارى توهين مؤمن گناه بسيار بزرگى است و مشتمل بر معاصى زيادى است از غيبت و تهمت و اهانت و هتك حرمت و ظلم و اذيت و ايذاء و هر چه طرف قريش بيشتر باشد هتك حرمتش عقوبت بيشتر دارد لذا ميفرمايد : وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ، [ سوره الهمزة ( 104 ) : آيه 2 ] الَّذِي جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ ( 2 ) اين همزه لمزه آن كسى است كه جمع مىكند مال را و تعداد مىكند ، الَّذِي جَمَعَ مالًا جمع مال اگر از ممر حرام باشد كه آن به آن معصيت در نامهء عملش مينويسند زيرا هر گونه تصرفى در آن بكند حرام است و اگر تصرف نكند امساك آن هم حرام است و واجب فورى است كه رد به صاحبانش بكند و هر چه تأخير بيندازد معصيت است ، و اگر از ممر حلال باشد بايد حقوق آن را رد كند مثل زكات و خمس چون به عين تعلق ميگيرد و تا رد نكرده هر نوع تصرفى در آن حرام است و تأخيرش هم حرام است ، و اگر حقوقش را هم رد كرده اين مال جمع‌آورى او باعث مىشود كه از وظائف دينى عقب بيفتد و در آنها كوتاهى كند مثل تحصيل علم واجب